+ نوشته شده در جمعه ششم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 1:18 توسط شهرام امیراحمدی
|
دوستي مثل گل است باید آن را بوکرد باید آن را فهمید باید آن را پایید دوستي مثل بهار میرود کوی به کوی دوستي مثل نسیم میرود شهر به شهر دوستي عین غم است در نگاه مهتاب یا که یک نغمه ی شاد از پرستو در باد دوستي حادثه نیست دوستي جاذبه نیست دوستي واژه ی این دکلمه نیست دوستي دست شماست دوستي برق دو چشمان شماست دوستي خنده ی پنهان شماست دوستی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد...