سلام عید سعید فطر مبارک

کم کم غروب ماه خدا دیده می شود ………. صد حیف از این بساط که برچیده می شود

——————– اس ام اس تبریک پیامک تبریک عید فطر ——————–

در این بهار رحمت و غفران و مغفرت ………. خوشبخت آن کسی ست که بخشیده می شود

——————– اس ام اس تبریک پیامک تبریک عید فطر ——————–

رمضان آمد و روان بگذشت ………. بود ماهی به یک زمان بگذشت

——————– اس ام اس تبریک پیامک تبریک عید فطر ——————–

شب قدری به عارفان بنمود ………. این معانی از آن بیان بگذشت

——————– اس ام اس تبریک پیامک تبریک عید فطر ——————–

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو ؛ یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو …. آیا چیزی قابل درو در این رمضان کاشته ایم؟

——————– اس ام اس تبریک پیامک تبریک عید فطر ——————

من کنون روز جاوید گرفتم ز جهان ؛ گر شما در هوس عید بقایید همه .

——————– اس ام اس تبریک پیامک تبریک عید فطر ——————–

بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد ؛ هلال ماه به دور قدح اشارت کرد .

——————– اس ام اس تبریک پیامک تبریک عید فطر ——————–

ثواب روزه و حج قبول ، آن کسی برد ؛ که خاک میکده عشق را زیارت کرد .

——————– اس ام اس تبریک پیامک تبریک عید فطر ——————

شهر صیام رفت و توبه نمودم ولی چه باک ؛ با رؤیت هلال روی تو افطار می کنم.

——————– اس ام اس تبریک پیامک تبریک عید فطر ——————–

کسان که در رمضان چنگ می شکستند ؛ نسیم گل بشنیدند و توبه بشکستند .

——————– اس ام اس تبریک پیامک تبریک عید فطر ——————–

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت ؛ صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت …

——————– اس ام اس تبریک پیامک تبریک عید فطر ——————–

چه زود رفت این رمضان عمر ما …… پس ، بر لب جوی نشین و گذر عمر بین .

 

 عید مبارک

اسعد الله ایامکم

تقديم به همه مردم زلزله زده آذربايجان

تمام کسانی که عمری
به جرم تفاوت “قاف” و “گاف”
بر آنها خندیدیم
دیگر مهم نیست…
“قلب” و “گلب” چه فرقی می کند ؟
وقتی زیر خاک دیگر نمی تپد
اشک را
آه را
همه یک جور می خوانیم
((غم آذربایجان،بغض ایران است))

شعر حضرت آقا

در این عصر جمعه ....

شعر مقام معظم رهبری برای اباصالح‌المهدی(عج)

دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است

جان را هوای از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سرداده‌ام فغان

بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است

دستم نمی‌رسد که دل از سینه برکنم

باری علاج شکر گریبان دریدن است

شامم سیه ‌تر است ز گیسوی سرکشت

خورشید من برآی که وقت دمیدن است

سوی تو ای خلاصه گلزار زندگی

مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است

بگرفته آب و رنگ زفیض حضور تو

هرگل در این چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم

تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

آن را که لب به جام هوس گشت آشنا

روزی «امین» سزا لب حسرت گزیدن است

 

 

 

نمک خدا

به محضر مبارک علامه محمد تقى مجلسى گفت: آقا جان! دیوار به دیوار خانه ما یک همسایه دارم، خیلى آدم بى‏ دینی است، چه کنم؟ جایم را هم نمى‏ توانم عوض کنم، پول هم ندارم، زبانى هم ندارم که او را با خدا آشتى بدهم، چه کنم؟ فرمودند: ببین یک شب مى‏ توانى دعوتش کنى، من هم مى‏ آیم، دو کلمه با او حرف بزنم گفت: نمى‏ دانم مى‏ آید یا نه. آمد به آن شخص لات مسلک گفت: ببخشید! ما همسایه شما هستیم، شما هر شب اینجا جلسه آواز طرب داری و تا صبح مشغول هستی، البته ما که مزاحمتان نیستیم، اما یک شب شام به خانه ما تشریف بیاورید. گفت: عیبى ندارد، فردا شب مى‏ آیم.
آمد خدمت علامه مجلسی و گفت: آقا همسایه را دعوت کردم ، فردا شب مى‏ آید . فرمودند: من نمازم را مى‏ خوانم و مى‏ آیم. علامه زودتر آمدند و نشستند، آن لات، قلدر و چاقوکش هم پس از مدتی آمد، چشمش به علامه محمد تقى افتاد، اخمهایش در هم شد که این را براى چه دعوت کرده‏ اى؟ نه سلامى و نه علیکى، آمد و یک گوشه نشست و تکیه داد، سکوت کرد بعد گفت: یک سؤال دارم .
مرحوم مجلسى خیلى آرام فرمودند: بپرسید گفت: شما آخوندها در این دنیا چه مى‏ گویید؟ ایشان فرمودند: ما که هیچ چیزى نمى‏ گوییم، چون ما که از خودمان چیزى نمى‏ گوییم. یا قال الله، یا قال الرسول، یا قال امام المعصوم و…، ما از خودمان چیزى نمى‏ گوییم. علامه به آن لات گفتند:
شما چه مى‏ گویید؟ گفت: ما اصل و فرع حرفمان این است که در این دنیا صفا داشته باش. فرمودند: من معنى صفا داشته باش را نمى‏ فهمم گفت: شیخ! تو عالمى، این همه درس خواندى، نمى‏ دانى؟ فرمودند: نه، نمیدانم ، صفا داشته باش یعنى چه؟ گفت: یعنى نمک کسى را چشیدى، نمک‏دان را نشکن.
گفت: عجب! بعد به آن لات گفتند: چند ساله هستى؟ گفت: به سن و سالم چکار دارى؟ گفت: شصت سال. فرمودند:در این شصت سال تا حالا نمک خدا را خوردى؟ آن لات سرش را پایین آورد، نمک خدا؟ ما که از رحم مادر نمک خدا را خوردیم، نکند الان یقه ما را بگیرد و بگوید نمک‏دان را شکستى؟ ما که شصت سال است نمکدان را شکسته‏ ایم. بلند شد، مرحوم مجلسى فرمودند: کجا مى‏ روى؟ بلند بلند گریه کرد و رفت. صاحبخانه دوید و گفت: آقا شام گفت: سیر شدم، چیزى نمى‏ خواهم. برگشت و گفت: آقا چکارش کردى؟
علامه فرمودند: معالجه شد، با خدا آشتى کرد.

استاد شیخ حسین انصاریان در مشروب فروشی...

یک بار زمان شاه وارد یک مشروب فروشی شدم، با همین عبا و عمامه! دیدم سر تمام
میزها مشروب است، یک عده‌ای مشغول نوشیدن و یک عده‌ای مست هستند و یک عد‌ه
تازه نشسته‌اند.
من که وارد شدم صاحب کافه
گفت: آقا اشتباه آمده‌اید!
گفتم: نه برادر، اشتباه نیامده‌ام، آدرس گرفتم و درست آمدم، مگر اینجا فلان
کافه نیست؟
گفت : چرا ! 

گفتم: پس من درست آمدم.

گفت: فرمایشی دارید؟ گفتم: یک کلام!
آن زمان هم من سی سه سالم بود، جوان بودم! گفتم: من فقط یک کلمه می‌خواهم به
تو بگویم، اما باید اول از تو بپرسم:
یهودی هستی:
گفت : نه! مسیحی هستی؟
گفت: نه! مسلمانم!
گفتم : پس می‌توانم آن یک کلمه را به تو بگویم!
گفت: بگو! گفتم: پروردگار فرموده: مؤمنان پیر، نورِ من هستند و من حیا می‌کنم
که نورم را با آتشم بسوزانم، من خدا دیگر از او حیا می‌کنم.
گفتم: تو که از شصت سال گذشتی و سر و صورتت پر از سفیدی است، چه می کنی؟
گفت: چکار بکنم؟ تکان عجیبی خورد!.
گفتم: دیروز چقدر آوردی؟ آن زمان،
گفت: هفت هزار تومان! هفت هزار تومان شمردم و
گفتم: این پول مشروب ها، به اینها هم بگو دیگر نخورند و بلند شوند بروند.
همه را بیرون کرد.
با هم رفتیم تمام مشروب ها را داخل چاه ریختیم. رفتم رفقایم را آوردم یک پولی
روی هم گذاشتند، بیست و چهار ساعت نشد که به تعداد دویست نفر دیگ و بشقاب و قاشق و چاقو همه چیز آوردیم!؛ یعنی من صبح این کار را کردم، بعد از ظهر آنجا تابلوی چلوکبابی خورده بود، چلوکباب هم داشت! روز اول هم یک روحانی گفت: دویست پرس چلوکبابش را من می‌خرم!
بعد هم دیگر چلوکبابی شد!

ٍسلام

سلام بر همه ی دوستان عزیزم

جای همای شما خالی هفته پیش نائب الزیاره همه شما عزیزان در کربلای معلی بودیم

و همچنین ماه رمضان، ماه خدا رو به شما  سروران عزیزم تبریک می گم و ما رو از دعای خیرتان محروم نکنید.

التماس دعا

بررسی انواع وصیت در فقه و حقوق موضوعه

بررسی انواع وصیت در فقه و حقوق موضوعه

استاد راهنما

جناب آقای دکتر مرادی

پژوهشگر

حمیدرضا صفدری

ادامه نوشته

زيارت عاشورا در سايه قرآن

زيارت عاشورا در سايه قرآن


يكى از اصولى كه قرآن بر آن اصرار دارد، عشق به خوبان و خوبى ها و تنفر از بدان و بدى هاست .
قرآن مى فرمايد: از ابراهيم بياموز كه چگونه از عموى منحرف خود اظهار بيزارى كرد؛ فلمّا تبيّن له انّه عدوّ للّه تبرّء منه انّ ابراهيم لاوّاه حليم آن گاه كه براى ابراهيم آشكار شد كه او دشمن خداست از او بيزارى جست ، با آنكه ابراهيم بسيار دلسوز و بردبار است

پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ماءمور است كه به مشركان بگويد: انّنى برىٌ ممّا تشركون  من از آنچه شما شريك خدا قرار مى دهيد، بيزارم .

سوره ى برائت نشان گر آن است كه تنها علاقه به خوبى ها كافى نيست ، بلكه بايد با بيان و فرياد، گفتن و نوشتن ، نامه و ناله و اشك و عمل ، از بديها بيزارى جست و نسبت به آنها ابراز تنفر كرد.
هر سال ميليون ها مسلمان در سرزمين منى در كنار خانه ى خدا به پيروى از ابراهيم عليه السلام در سه روز پشت سر هم به سوى نماد شيطان ، 49 سنگ پرتاب كرده و از شيطان و شيطان نماها برائت مى جويند.
جالب آنكه بعد از پرتاب سنگ ها به سوى شيطان ، حاجيان اين دعا را مى خوانند: خدايا حج من را قبول كن كه اين رمز آن است كه قبولى حج با طرد شيطان و شيطان ها همراه است .

ناگفته پيداست كه شيطان در هر زمان به شكل و صورتى است ، چنانكه امام راحل قدس سرّه فرمود: آمريكا شيطان بزرگ است .

در زيارت عاشورا به امام حسين عليه السلام و يارانش صد مرتبه سلام مى دهيم و در مقابل به دشمنان او كه دشمنان دين و خدايند، صد بار لعنت مى كنيم .

تكرار پرتاب سنگ در سرزمين منى به شيطان و تكرار لعنت در زيارت عاشورا، نشان دهنده ى آن است كه بايد با محبّت خوبان و بغض دشمنان خو بگيريم و خو گرفتن در اثر تكرار است .

حضرت على عليه السلام متولّد كعبه و خانه زاد خداست ، خداوند مى فرمايد: به دور كعبه بچرخيد تا در طواف خانه خدا عشق على و فكر و راه او در جان شما جاى گيرد. انسان بى عشق و تنفّر، همانند حيوانى است كه فقط نفس مى كشد.

در هر شبانه روز ده مرتبه از خداوند مى خواهيم كه ما را در راه اولياى خود ثابت قدم بدارد؛ اهدنا الصراط المستقيم صراط الّذين انعمت عليهم و از راه منحرفان و غضب شدگان بيزارى مى جوييم غير المغضوب عليهم و لا الضّالّين سنگ كعبه را مى بوسيم ، ولى از سنگ جمرات با پرتاب سنگريزه ها به آن ، ابراز نفرت مى كنيم .
روز عرفه به عشق حسين عليه السلام و دعاى او اشك مى ريزيم ، ولى فرداى آن در عيد قربان ، كارد بدست خون مى ريزيم و قربانى مى كنيم . با يك دست دعا و با دست ديگر سلاح .

آرى مسلمانان بايد در تمام شئون زندگى اينگونه باشند.

امام جمعه ى مسلمين بر لبش فرمان تقوى و در چشمش اشك و بر دستش ‍ سلام و گام هايش استوار در قيام است ، فكرش آگاه به آفاق و ذهنش انباشته از علم است . واين معناى جامعيّت نمايندگان مكتبى و علما و خطبا در اسلام است .

اگر به امام حسين عليه السلام سلام مى گوييم ، از قرآن آموخته ايم كه به پيام آوران آسمانى و رهروان الهى سلام مى گويد: سلام على نوح فى العالمين، سلامٌ على ابراهيم، سلام على موسى و هارون، سلام على آل ياسين
اگر به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله صلوات مى فرستيم ، از قرآن ياد گرفته ايم كه مى فرمايد: اِنّ اللّه و ملائكته يصلون على النّبى خداوند و فرشتگان بر پيامبر درود مى فرستند و اگر ما بر بنى اميه و غاصبان حكومت حقّ و تبهكاران تاريخ بشريّت ، لعن و نفرين مى كنيم ، باز از قرآن آموخته ايم كه مى فرمايد: اِنّ الّذين يؤ ذون اللّه و رسوله لعنهم اللّه فى الدنيا و الاخرة آنان كه خدا و پيامبرش را اذيّت مى كنند، خداوند آنها را در دنيا و آخرت لعنت مى كند.

ما نفرين و لعن به دشمنان خدا را از انبيا ياد گرفته ايم ؛ لعن الّذين كفروا من بنى اسرائيل على لسان داود و عيسى بن مريم كافران بر زبان داوود و عيسى بن مريم لعن شده اند.

ما نفرين را از سيره ى پيامبر اسلام آموخته ايم كه در ماجراى مباهله فرمودند: ثمّ نَبتَهِل فنجعل لعنة اللّه على الكاذبين  ما با هم مباهله مى كنيم و لعنت خدا را براى دروغگويان قرار مى دهيم .

بعضى از مجرمان را نه تنها خدا و پيامبران لعن و نفرين مى كنند، بلكه تمام موجودات با شعور هستى نيز آنان را دائماً لعنت مى كنند. اولئك يلعهنم اللّه و يلعنهم اللاعنون

كوتاه سخن آنكه سلام و نفرين ما در تمام زيارت ها به خصوص زيارت عاشورا، برخاسته از فرهنگ و روح قرآن است .

شکایت مظلومیت مردم بحرین به صدیقه اطهر سلام الله علیها

شکایت مظلومیت مردم بحرین به صدیقه اطهر سلام الله علیها

 

 

يا من بَدَا في کُل ِ ضِلع ٍ کَسرُها أُمَّ أَبيها

ای آنکه در هرسینه ای شکستگی اش نمایان شد

 

حَتّی غَدَا في کُل قَلب ٍ قبرُها أُمَّ أَبيها

تا جائیکه در هر دلی آرامگاهی برای او هست

 

أُمّاهُ لَو تَبکينَ قتلَ السِّبطِ في جنبِ الفُراتِ

مادر جان! آن هنگام که در عزای کشته شدن حسینت در کنار فرات می گریی

 

نوحِي علی مَن ناضَلوا و جاهَدوا ضِدَّ الطُّغاةِ

از داغ آنهایی که علیه ظلم و طاغوت ایستادند و جانانه جنگیدند نیز نوحه بخوان!


يا قُرَّةَ عينِ الاوصياءِ

ای نور چشم تمام اوصیا

 

أدعوکِ دَوماً هذا نِدائی

دائما تو را می خوانم، این ندای من است

 

صلَّی علیکِ ربُّ السَّماءِ

پروردگار آسمان بر تو درود می فرستد

 

فاطمة، يا بَضعةَ المصطفی         فاطمة، تبکي لَکِ عينُ الوَفی

فاطمه، ای پاره تن مصطفی         فاطمه، دیدگان وفا در عزای تو می گریند

 

أدعو و دمعُ العين ِ لِلکونِ صَدَی آه ٍ واويلاه

صدایت می زنم و اشک چشمم به سمت جهان پژواک می شود

 

يا بنتَ من يَجري بکفَّيهِ النَّدَی آه ٍواويلاه

ای دختر پیامبری که بارش باران به اشاره دستهای اوست

 

سالَت دماء ُالشّيعةِ مِن قلبِ بحرينِ الحزينِ

اینک این خون شیعه است که از قلب اندوهگین بحرین جاری می شود

 

و هذه أَبنائُکِ تدعُوکِ يا أُمَّ الحسين

اینها فرزندان تواند ای مادر حسین که تو را می خوانند

 

زهراءُ دَومًا قَلبي يُنادي

دل من همیشه تو را می خواند یا زهرا !

 

يا بَضعةً مِن خيرِ العبادِ

ای پاره تن بهترین بندگان

 

ذِکراکِ رمزٌ لِلاتّحادِ

یاد تو رمز اتحاد ماست

 

فاطمة، يا بَضعةَ المصطفی         فاطمة، تبکي لکِ عينُ الوَفی

فاطمه، ای پاره تن مصطفی         فاطمه، دیدگان وفا در عزای تو می گریند

 

شاعر: برادر مرتضی حیدری آل کثیر

مداح: برادر میثم مطیعی

 

سلامُ اللهِ علی جميعِ المُجاهدينَ في سبيلِ الحقِّ، السَّلامُ علی الرِّجالِ و النِّساءِ و الأطفال، المظلومینَ في بحرين، السَّلام علی الأُمّةِ الإسلاميةِ الواعيةِ، لاسيّما إخوتَنا في تونُسَ و مصرَ و ليبيا و اليمن، تحيةً طيبةً مِن الطُّلّابِ الإيرانيّينَ، أبناءِ الثورةِ الإسلاميةِ في إيران

سلام خدا بر همه مجاهدان راه حق، سلام بر مردان و زنان و کودکان مظلوم بحرین، سلام بر امت بیدار شده اسلامی، به ویژه برادرانمان در تونس و مصر و لیبی و یمن، سلامی گرم از طرف دانشجویان ایرانی، فرزندان انقلاب اسلامی ایران